تبليغاتX
من یک مسافرم .:. اشعار علی مرادی
.:. به نام خداوند بخشنده و مهربان .:.
»  بی نهایت 16:50 | 88/01/31
خودکشی!

دخترک با لباس مهمونی.
پسرک با نگاه بارونی.

»  1:21 | 88/01/24
عاشقی خط و خال می خواهد
عشق ، بس پول و حال می خواهد
خط که از دفتر شما خوردم ...
شب مرا مـَـرد لال می خواهد
***
هیچ ادعایی در سرودن کارهای کلاسیک ندارم اما به نقد شما محتاجم!

»  تخل و شیرین. 1:15 | 88/01/24
ناراحتم
برای مرغابی بیچاره
و جفت تنهایش 
سگ
از غذای لذیذ
خوشحال است
***

»  تغییر 23:49 | 88/01/17
امشب 
ماه و مد
دیوانه کرده ما را
***
می خواستم
      مسیر زندگیم را
               تغییر دهم!
اما
جلبکهای سبز
                  هیچ 
                       جنگل را درک نمی کنند!
***

تو یعقوب بودی و من یوسف نا آشنای تو؟

-

تمام مردم دنیا دروغ می گویند
هنوز هم سخن از بند و یوغ می گویند
....

یوغ : چوبی که هنگام شخم زدن بر روی گردن جفت گاو می گزارند و گاو اهن را به آن می بندند!

هنوز 
بوی خنده های تو
لا به لای این کتاب کهنه مانده است

یک روز
یک کشاورز
با بیل بد قواره اش
یک استخوان جمجمه
یک استخوان قلب را
بیرون می آورد

»  نمی رسم! 16:33 | 88/01/10
شب یلدا
             من ِ تنها
به سحر نمی رسم من
دو تا حلقه دود سیگار

چند دقیقه پیش چشمم افتاد به گوشهء مانیتور روی ساعت...
باورم نشد ساعت ۰۶:۴۵ باشه برا همین نگاه کردم به پنجره اتاق
هوا کاملاْ روشن شده !
این چندمین شبی است که تا صبح پشت این سیستم بیدارم!
البته امشب بیدار بودم ، حاصلش شد قالبی که الان روی وبلاگ هست!

بله دوستان الان که دارم این پست رو می نویسم!
ساعت ۴ صبح و من هنوز بیدارم!
چند دقیقه پیش به این نتیجه رسیدم که خیلی سخت میشه این عشق های دنیایی رو با ور کرد!
خیلی سخت میشه گریه های یک دختر یا گریه های یک پسر رو باور کرد!
خلاصه یوقت با دیدن اشک یه دختر جَو نگیردتون عاشق بشین هاااا
از من گفتن!

 


 

»  آرشیو
»  دوستان من
بالای صفحه ^ | اینجا پایان صفحه است | قالب طراحی شده توسط: WWW.SHIATHEME.IR