تبليغاتX
من یک مسافرم .:. اشعار علی مرادی
.:. به نام خداوند بخشنده و مهربان .:.
توی کویر وقتی ساعت ۲ بعد از ظهر هوا ابری بشه جون میده از خونه بری بیرون و تمام خاطرات خوش زندگیت رو مرور کنی!
یاد روزهایی که از این عمر گذشت به خیر !
دارم تحقیقات خودم رو انجام میدم تا بهترین سایت ممکن رو برای خودم راه اندازی کنم!
همینطور برای خرید لب تاب هم تحقیق کردم! و دارم پولام رو جمع می کنم! الان شدن ۶۳۲ هزار تومن ، و باید برسونمش به ۱.۱۵۰ هزار تومن یه لب تاب دل ۱۵۲۰ رو در نظر گرفتم!
قرار شده با بچه ها بریم باشگاه!

بزودی !

»  فال 23:2 | 88/07/26
چشمام رو می بندم
سعی میکنم با انگشتای اشاره ام فال بگیرم!
به هم نمی رسند!

»  22:11 | 88/07/14
جدّی نگیرید

یا ضامن آهو ها سلام ، من آن کلاغ ِ سیاه به دام افتاده ام ، که
دو لحظه پیش تر آقا بدون هیچ درنگ به یاد روزهای کبوتری افتادم
چقدر دسته به دسته کبوتر چاهی شدیم و رنگ سیاه عزا پوشیدیم
چقدر حلقه به حلقه به دور پرچم عشق ، کبوترانه پریدیم و پر پرانه زدیم

»  1:53 | 88/07/13
هوا دوباره کم کم داره سرد میشه
مورچه ها
کمتر بیرون میان

خاک ایران جواهر ناب است
دلم از دوریش پر از تاب است
نقشهء شوم دشمنان وطن
هر چه باشد همیشه بر آب است

»  عشق = نور 4:25 | 88/07/11
نگاه میکنم به اطراف
فقط نور نمی بینم / 
ادیسون و پیناکیو دارند روی مغذم الاغ سواری میکنند
بی هوده ام /
مثل یک زمین چمن که افتاده توی چشم یک بُز
یا یک مگس که افتاده وسط استکان چای
سلام ! ببخشید! می تونید چند لحظه به من کمک کنید؟
برو اقا برو خدا روزیت رو جای دیگه بهت بده  . ... برو ....
ببخشید سلام  شما می تونید به من ...
برو ... برو آقا من وقت ندارم
""قیافه ام از دور دارد داد میزند که دارایی در پی سارای گم شده ام هستم
 همه خطوط تلفن اشغال
همه اتوبوس ها پُر
همه ء دلها سیاه
آنچه نمی بینم نور است

بعد از آن روز ، روز آهو ها 
همه آهو شدند ، خوش روها
بجز از صاحبان صورت خوش
همه بدها ، کلاغها ، قو ها
و یتیمانِ خسته دل زان پس
گرم از آغوشِ عشق آهو ها
چقدر مهربان بود مردی که
چشمهایش شبیه آهو ها


 

»  آرشیو
»  دوستان من
بالای صفحه ^ | اینجا پایان صفحه است | قالب طراحی شده توسط: WWW.SHIATHEME.IR