تبليغاتX
من یک مسافرم .:. اشعار علی مرادی - عنوان بی عنوان
.:. به نام خداوند بخشنده و مهربان .:.
آدم وقتی واقعاْ بغض می کنه ..
دیگه نمی تونه یه کلمه حرف بزنه
اگه مغرور باشه مثل من
باید بیاد و خیره شه به این دکمه ها.
و شروع کنه به نوشتن یه متن
برای ثبت موقت کردن در وبلاگ.
خیلی جالبه نه ...
اینکه همینجور که سرت روی صفحه کلیده یه اشک ِ کم حوصله خودش رو می رسونه به دکمهء ی
از خودت می پرسی فلسفه اش چیه .؟
یا علی گفتیم و عشـ ...
یا یه چیز دیگه ؟
چشمم افتاد به حرف ص
دوباره یاد ِ غم و غصهء خودم افتادم
یاد قول و قرارایی که بهش داده بودم
یاد اینکه چرا منو دعوت نکرد؟
یاد اینکه چرا....
به.به.
چقدر اشک چشمم شوره!..
شور؟!
دارم دلخوش می شم ..
به اینکه من دیگه نمک گیرت شدیم.
یکی با آی دی ِ (...zaamen.....)
پی ام داد: هستید؟
صبر کنید یاهو مسنجرم رو ببندم!
وسط این غم و قصه این دیگه از کجا پیداش شد!
کجا بودیم؟
وااای!
آی دیش چی بود؟
ضامن ؟
این هم یه نشونه ء دیگه حالا همتون بگین من خرافاتی ام.


 

»  آرشیو
»  دوستان من
بالای صفحه ^ | اینجا پایان صفحه است | قالب طراحی شده توسط: WWW.SHIATHEME.IR